آینده

داشتم باخودم کلنجارمیرفتم بالاخره هرچی نباشه واسه این رشته کلی زحمت کشیده بودم ودوسال ازعمرموپاش گذاشته بودم اما دیگه طاقت نداشتم بعدازمشروط شدنم به کلی ازهمه چی ناامید شدم الان وقتش بود تصمیم بگیرم میخوام بازندگیم چیکارکنم یه نگاه کلی به گذشته کافی بود تاتک تک سلولام به اشتباه بودن انتخابم گواه بدن ویه نگاه نامعلوم به اینده بهم ثابت میکرد که ادم روزای سخت نیستم ونمیتونم بیشترازاین خودمووقف چیزی کنم که بهش اعتقادی نداشتم ازاین جا به بعدبایدخودم تصمیم میگرفتم وشروع کردم به لیست کردن توانایی هام وبه این رسیدم که میخوام گرافیست باشم وخودمو غرق دنیای هنروادبیات کنم تااین هوای مسمومی که دوسال تودانشگاه استشمام کردم به کلی ازریه هام پاک شه واین وبلاگوواسه همین زدم و روزمرگی هامواینجا مینویسم کنارم باشین.منو تواینستا با ای دی art_yek @ دنبال کنید مرسی

/ 0 نظر / 224 بازدید